
درسی از مثنوی- تلاش و کوشش، راه رسیدن به موفقیت
مولانا جلال الدین در دفتر دوم از مثنوی می گوید:
طمع خام است آن، مخور خام اى پسر
خام خوردن علّت آرد در بشر
کان فلانى یافت گنجى ناگهان
من همان خواهم نه کار و نه دکان
کارِ بخت است آن و آن هم نادر است
کسب باید کرد تا تن قادر است
کسب کردن گنج را مانع کى است؟
پا مکش از کار، آن خود در پى است
(2/732)
علّت: بیماری
***
برخی با این استدلال و توجیه که «فلانی، بیزحمت و دردسر و از روی شانس، به موفقیت و ثروت رسیده؛ ما بدشانسیم و بیهوده جان می کنیم و به هیچ جا نمی رسیم!» در کار و تلاش، سست می شوند و به امید روی کردن «شانس» می نشینند و دست از تلاش می کشند. این افراد، در انتظار پیشنهاد شغلی مناسب و بی زحمت و پر پول، یا حتی رسیدن «یه گونی پول از آسمون» می نشینند و جسم و فکر خود را بیهوده تباه می کنند.
این که بدون تحمل زحمت و سختی و بدون تلاش کردن، انتظار دستیابی به موفقیت و کامرانی و ثروت را داشته باشیم، طمع خام و بیهوده ای است.
قاعده و اساس دنیا بر «گنجِ بی رنج به دست آوردن» نیست؛ هرچند که گاه – در مواردی – برخی افراد، بی تحمّل رنج و زحمت و سختی و بی آنکه تلاشی کرده باشند، به گنج(ثروت یا موفقیت) می رسند.
بنابراین نباید هیچ گاه از کار و کوشش دست کشید و صرفاً دل به شانس و اقبال بست. بلکه باید برای رسیدن به موفقیت، تلاش نمود و امیدوار به روی آوردن لطف خداوند یا به تعبیر عده ای، شانس، نیز بود.
از : کتاب درسهایی از مثنوی
استفاده از مطالب این سایت صرفاً با ذکر نام و آدرس سایت بلامانع است