کرگدن‌های غمگین و نگران؛ نازنین جودت
ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳۱  

 

یادداشت دوست گرانقدر ، نازنین جودت؛ درباره کرگدن آهنی. روزنامه اعتماد
***
« کرگدن‌های غمگین و نگران »
 

«کرگدن آهنی» نخستین مجموعه‌‌داستان مصطفی علیزاده است که توسط نشر مروارید به چاپ رسیده. اما این کتاب ورودیه نویسنده به دنیای ادبیات نبوده. علیزاده خیلی پیش‌تر از چاپ مجموعه‌اش به دلیل نقدهای مکتوب و برگزاری جلسات نقد و بررسی کتاب‌هایی در حوزه‌ ادبیات داستانی، برای اهل‌قلم چهره‌ای شناخته‌شده بود.

یادداشتم را از طرح جلد کتاب شروع می‌کنم. طرحی که به حال ‌و هوای داستان‌ها نزدیک است؛ کرگدنی که از حاشیه‌ خیابانی در شهر در حال عبور است. این کرگدن نماد همه آدم‌های مجموعه است. همه‌مان این حیوان را به پوست‌کلفتی‌اش می‌شناسیم. حیوانی که در عین قوی‌ بودن صبور است و خودش را به‌راحتی با شرایط محیط وفق می‌دهد. اما این کرگدن صورت وحشت‌زده‌ای دارد. انگار ترس ِحضور در شهری بی‌دروپیکر و پر از ناامنی از پوستِ کلفت و رسوخ‌ناپذیر او هم رخنه کرده و نگرانی را به چشم‌هایش نشانده است. حال و هوای شخصیت‌های مجموعه هم بی‌شباهت به حال و روز این کرگدن نیست. آدم‌هایی که با وجود مشکلات زیاد زندگی امروز پوست‌کلفت شده‌اند اما غمگین و نگرانند؛ و ناامید و ترسیده از چراغ‌های رنگی و فریبنده شهر دور می‌شوند و به سوی تاریکی می‌روند.

به جز آخرین داستان مجموعه، «زنجیری از کلمات در آسمان شهر»، همه داستان‌ها واقع‌گرا هستند و از مصائب زندگی شهری و دغدغه آدم‌هایش روایت می‌کنند. شخصیت اول بیشتر داستان‌ها، مردهایی در سن و سالی نزدیک به هم (حدودا دهه سوم زندگی) هستند. راوی چند تا از داستان‌ها نویسنده یا شاعرند و این نشان می‌دهد که مولف در مدتی که به نوشتن روی آورده با مشکلات این قشر آشنا شده که توانسته از دغدغه‌های‌شان داستان‌هایی تاثیرگزار خلق کند: «بر فراز چراغ‌های خطر»، «قبل از خودکشی حرفهایت را بنویس»، «شاعر توالت‌ها» و «کرگدن آهنی».

علیزاده در داستان «بر فراز چراغ‌های خطر» از تنهایی و انزوای نویسنده‌ای نوشته که با شوخی پیش‌پاافتاده‌ای ذهنش درگیر و پیگیر ماجرایی می‌شود. در داستان «قبل از خودکشی حرف‌های نگفته‌ات را بنویس» همان‌طور که از اسم داستان هم پیداست، شاعری تصمیم می‌گیرد به زندگی‌اش پایان بدهد فقط به دلیل اینکه هیچ ناشری حاضر به چاپ اشعارش نیست.

نویسنده در این داستان، شاعرِ به پوچی رسیده را با دوستی که بی‌موقع به دیدنش می‌آید مواجه می‌کند و داستان پرکششی ارایه می‌دهد. در داستان «شاعر توالت‌ها» با شاعر جوانی مواجه هستیم که به دلیل چاپ ‌نشدن اشعارش تصمیم می‌گیرد به سخیف‌ترین و احمقانه‌ترین شکل، اشعارش را در معرض دید خواننده قرار بدهد و با همین حرکت به ظاهر ساده درگیر ماجراهایی پیچیده می‌شود. «کرگدن آهنی» هم داستان نویسنده‌ای است که نمی‌خواهد به دلیل مشکلات مالی دست از نوشتن بکشد و هرچه داستان جلو می‌رود، شرایط ادامه راه سخت‌تر می‌شود. این داستان از داستان‌های خوب مجموعه است. در کنار پرداختن به مشکلات مالی و فشار زندگی یک نویسنده، داستان جذابی اتفاق می‌افتد و پای کرگدنی آهنی به زندگی نویسنده باز می‌شود تا او را به آرزوی انتقامی برساند که هر کدام از ما حداقل یک‌بار در زندگی در این شهر بزرگ و شلوغ و بی‌قانون به آن فکر کرده‌ایم. روایت آن قدر ملموس و زنده است که مدام با راوی همسان‌پنداری می‌کنیم.

داستان «شغل‌ها و آدم‌ها» هم از داستان‌های خوب و ماندگار مجموعه است. داستان با به دکان نرفتن احمد کالباس در محله‌ای که بافت سنتی دارد و همه کسبه و ساکنین محل همدیگر را می‌شناسند، شروع می‌شود. نویسنده با ظرافتی زیرکانه و مطرح کردن مساله‌ای ساده آدم‌ها و شغل‌های‌شان را روانشناسی می‌کند و به دور از مانیفست‌دادن و شعاری‌شدن داستان، آدم‌ها را در شغل‌هایی که مشغولش هستند نقد می‌کند و به موازاتش به داستان اصلی هم که حکایت عاشقی مرد جوانی است، می‌پردازد.

داستان «بی‌شرف» هم با پایانی غافلگیرکننده خودش را به داستان‌های خوب مجموعه نزدیک می‌کند. نویسنده این غافلگیری را با انتخاب زاویه دید هوشمندانه رقم می‌زند و اتفاقی ساده را با پیچشی تکنیکی، دلنشین می‌کند. داستان آخر مجموعه «زنجیری از کلمات در آسمان شهر» اگر چه داستان واقع‌گرایی نیست ولی دغدغه کتاب و کتابخوانی آن را به لحاظ محتوایی به داستان‌های دیگر مجموعه نزدیک می‌کند. انگار یک‌جورهایی نویسنده با داستان آخر خواسته آخرالزمانِ شهر را به تصویر بکشد.

شهری ماشینی پر از آدم‌های مایوس و بی‌هدف که مثل ربات روزگار می‌گذرانند.

علیزاده در نخستین مجموعه‌اش، نشان داده که برای خوانندگان داستانِ ایرانی احترام قایل است. این در زبان یکدست مجموعه، روایت‌های پرکشش، پرداختن به ایده‌های تازه و روایت‌شان از زاویه دیدی مناسب کاملا مشهود است.

نازنین جودت

 


 
کرگدن آهنی نقد و بررسی می شود
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢٧  

 

مجموعه داستان «کرگدن آهنی» نوشته مصطفی علیزاده در شانزدهمین نشست هفت شهر قلم، نقد و بررسی خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «کرگدن آهنی» نوشته مصطفی علیزاده در قالب شانزدهمین هفت شهر قلم روز دوشنبه ۲۸ تیر در فرهنگسرای ارسباران، برگزار خواهد شد.

در این برنامه بهاالدین مرشدی، الهامه کاغذچی و نازنین جودت با حضور نویسنده، درباره این کتاب سخنرانی کرده و آن را نقد خواهند کرد.

این کتاب ۱۱ داستان کوتاه دارد که علی رغم تنوع در فرم و قصه ها، غالباً آدم هایی تنها و تک افتاده را روایت می کنند. «کرگدن آهنی» چندی است توسط انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.

نشست نقد و بررسی این کتاب روز دوشنبه ۲۸ تیر از ساعت ۱۷ در فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان جلفا، بالاتر از پل سیدخندان، برگزار می شود.

 لینک خبرگزاری مهر  

 

خبرگزاری ایبنا: کرگدن آهنی زیر تیغ منتقدان می رود

روزنامه ایران : نشست نقدوبررسی کتاب کرگدن آهنی برگزار می شود



 

 

 

 

 

خرید اینترنتی کتاب از سایت انتشارات مروارید (باتخفیف)

 خرید اینترنتی از دیجی کالا



 
نویسنده ی "کنسرو غول" از "کرگدن آهنی" می گوید
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٩  

یادداشت دوست عزیزم، مهدی رجبی، نویسنده بسیار خوب «کنسرو غول»، «خواهران تاریک»، «ماهی های کف رودخانه» و ...درباره «کرگدن آهنی»

کرگدن آهنی بر خلاف ظاهر خشنش، قلب نازک و غمناکی در سینه دارد. در داستانهای کرگدن آهنی خبری از اتفاقات محیرالعقول و روایت های پیچ در پیچ و فرم های تصنعی قصه گویی نیست. نویسنده خیلی راحت و صمیمی می نشیند و برای شما داستان می گوید. داستانهایی از زندگی روزمره ی طبقه ی متوسط. راوی اکثر داستانها ضدقهرمانی است عموما شکست خورده و غمگین. شخصیتی که امیدی به بهبودی شرایط ندارد و به قول سارتر"زیر پوست خودش تنهاست" ضدقهرمانی که اهل ادبیات هم هست و بعضی وقتها حتا تدارک یک مهمانی شام ساده برایش مصیبت است. گاهی آن قدر شکست خورده و ملول است که شعرهایش را بر در و دیوار توالت های عمومی شهر می نویسد شاید کسی فریاد تنهایی اش را بشنود.

مصطفی علیزاده داستانهایش را خوب تعریف می کند. گره های داستانی او در لایه های زیرین و پنهان عواطف انسان ها و رابطه هایشان با یکدیگر، در هم تنیده شده اند. سرخوردگی عاطفی و اجتماعی، ویژگی مشترک شخصیتهای کرگدن آهنی است. انسانهایی که در چنبره ی تنهایی و معضلات عاطفی و اقتصادی گرفتار شده اند و تقلایشان نه برای پیروزی که فقط برای زنده ماندن و شبی دیگر را به صبح رساندن است.

دستت درد نکند مصطفای عزیز که ما را در لذت خواندن کرگدن آهنی شریک کردی.

 

*** ممنون از مهدی رجبی عزیز با قلم خوبش که کرگدن آهنی را موردلطف خود قرار داده :)

 

خرید اینترنتی کتاب از سایت انتشارات مروارید



 
دریای آرام کلمات
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۸  

 

نقد میترا معینی بر «کرگدن آهنی» چاپ شده در روزنامه فرهیختگان، سه شنبه 7 اردیبهشت

 

 

مصطفی علیزاده متولد 1359 در تهران است. از سال87 به‌طور جدی نوشتن را شروع کرده و «کرگدن آهنی» او در سال 1394 از سوی نشر «مروارید» منتشر شده است؛ مجموعه‌ای مشتمل بر11 داستان که با چینش هوشمندانه و درون‌مایه همگن، مجموعه‌ای یکدست و خوش‌خوان از آب در‌آمده است. هر یک از داستان‌ها گرچه فضا و موضوع خاص خود را دارد، اما کل این مجموعه با نخ نامرئی تنهایی عمیق و تک‌افتادگی شخصیت‌ها‌یی که عموما راوی‌اند، به‌ هم وصل شده‌اند. طرد شدن و تنهایی‌هایی که گاه با خودکشی، گاه با سکوت و گاه با خرق عادت خود را نشان می‌دهند.

در داستان «برفراز چراغ‌های خطر» این تنهایی و تک افتادگی با استفاده نویسنده از راوی اول شخص ناظر برجسته‌تر شده و بیشتر به‌ چشم می‌آید. تجربه و خطر کردن قهری که در مکالمه شبانه رضا با دختر پشت تلفن وجود دارد او را به سمت عادت و انتظار هر شب برای شنیدن صدای دختر و امیدش برای خلاصی از تنهایی سوق می‌دهد، که در نهایت به جایی نمی‌رسد و به حس تنهایی‌اش دامن می‌زند و او را دچار آشفتگی عاطفی بیشتری می‌کند. نگاه جست‌وجوگر و ناظر راوی بسیار خوب از پس افت‌و‌خیز‌های روحی پنهان رضا برآمده است.

در داستان «قبل از خودکشی حرف‌های نگفته ات را بنویس» حکایت تک‌افتادگی و به پوچی رسیدن عطا به خودکشی نافرجامی ختم می‌شود که نویسنده با چیره‌دستی، طنزی ظریف را در مقابله با هولناکی مرگ به رخ می‌کشد و حس زنده ماندن را بر مرگ نوید می‌دهد. گرمای یک فنجان چای و دور‌همی دوستانه و شوخ‌طبعی و خوشبینی فرهاد فضای سرد یاس را می‌شکند و باز هم روزنه امیدی بر پوچ بودن زندگی می‌گشاید.

داستان «شاعر توالت‌ها» طنز موقعیت است. موقعیت بسیاری از اهل قلم که علیزاده با طنزی بکر به آن پرداخته است. حکایت شاعری که نمی‌تواند از مجرای طبیعی آثارش را عرضه کند و ناخودآگاه دست به اعتراضی می‌زند که نوشتن اشعارش بر در و دیوار توالت‌های شهر برایش مایه درد‌سر می‌شود. نثر روان، صمیمی و دور از تکلف، این داستان را باور‌پذیر و جذاب کرده است.

ماهی در داستان «ماهی‌هایی که همیشه هستند» نماد پدر بودن است؛ پدر بودنی که راوی از آن می‌ترسد و ناخودآگاه خود را با پدرش مقایسه می‌کند. به همین دلیل احساس ناتوانی‌اش را در تنفر از ماهی بازتاب می‌دهد. نویسنده با ساخت فضایی ملموس و خودمانی به‌خوبی از عهده این ترس و به کار‌گیری المان ماهی بر‌آمده است. گرچه بازی زیاد با ماهی و توصیف صحنه‌های مکرر تمیز کردن آن کمی از معنا‌گرایی آن کم کرده است.

«کرگدن آهنی» که اسم مجموعه نیز از این داستان گرفته شده بهترین داستان مجموعه است. داستانی پخته با زبان و نثری در‌خور موضوع و زیرلایه‌هایی که خواننده اندیشمند را به‌ خوبی راضی می‌کند. داستان از زاویه‌دید اول شخصی که نویسنده و ژورنالیست است، روایت می‌شود. راوی به زعم خود با خریدن وانت نیسان درب‌ وداغانی در پی اصلاح کجروی‌های اجتماعی است که موقعیت و هوش او را نادیده گرفته و با کوبیدن به اتومبیل‌های خاطی و مزاحم اتوبان‌ها و کوچه‌های تهران در پی تخلیه روانی و انتقام شخصی است. اما در انتهای داستان از شدت بی‌پولی و علا‌قه‌اش به برآورده کردن نیازهای همسر پرخرجش مجبور به جابه‌جا کردن بار با همین نیسان می‌شود. داستان نیاز و امنیت مالی را در برابر توش و توان مالی پایین قشر نویسنده قرار می‌دهد و از خواب به‌عنوان گریزگاهی برای فرار از مشکلات استفاده می‌کند.
«این صداهای لعنتی» هم داستان جاماندن و تنهایی است. موتیف چکه‌چکه‌های ریزش آب و بازتاب صدای آن در ظرف‌ها، بازتاب لحظه‌های از دست رفته زندگی مشترک راوی و خالی شدن خانه و زندگی اوست. نثر شاعرانه و نگاه جزئی‌بین نویسنده در این داستان تنهایی و غم عمیق آن را بهتر از سایر داستان‌هایی که با همین تم در مجموعه هستند، برساخته است.

«عقربه‌های ساعت منجمد شده‌اند» از داستان‌های قدرتمند مجموعه نیست، اما از آن دست داستان‌هایی است که خواننده را دنبال خود می‌کشاند و دارای عنصر تعلیق است. حکایت مظلومیت و سکوت برادری محبوب مادر است که‌ در نهایت انتقام سال‌ها سکوت و تحمل را از برادر ظالم و بدخواه خود می‌گیرد. لایه پنهان داستان، شکل‌گیری خشونت در برادری است که از مهر مادر محروم شده و مورد تبعیض قرار گرفته است.

داستان «زنجیری از کلمات در آسمان شهر» برخلاف داستان‌های دیگر مجموعه که فضایی کاملا رئال دارند تجربه رئالیسم جادویی است و دارای فضایی خاص و بکر. حکایت سانسور و محدودیت، اعمال زور و القای زندگی ماشین‌وار به مردم شهری است که سابقه شعر و کتاب را به فراموشی سپرده‌اند و در این میان کلمات مثل اکسیژن از لابه‌لای کتابی قدیمی و کهنه بیرون می‌آیند و کودکان شهر را شگفت زده می‌کنند؛ هوای تازه‌ای در خفقان خاکستری جامعه‌ای بدون کتاب و کلمه....

به دلایل زیادی مجموعه داستان «کرگدن آهنی» را کتابی خواندنی و در خور توصیه می‌دانم که در لابه‌لای نگاه به داستان‌ها ذکر شد. به مصطفی علیزاده تبریک می‌گویم و امیدوارم شاهد چاپ کارهای بعدی‌اش باشیم.

 میترا معینی

 

لینک صفحه روزنامه فرهیختگان

 

 خرید اینترنتی کتاب از سایت انتشارات مروارید



 
یادداشتی درباره کرگدن آهنی
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢۸  

کرگدن آهنی؛یادداشت امین موساوند

 

یادداشت مهربانانه امین موساوند درباره کرگدن آهنی:

 

« قرار گذاشتیم تا برای چهار کتابی که به عقیده من بهترین آثاری بود که در سال نود و چهار خواندم جداگانه پست بگذارم. پیش خودم که فکر کردم دیدم بهتر است از کرگدن آهنی دوست خوبم مصطفی علیزاده شروع کنم چون که ترسیدم از کرگدن آهنی که شاید در سال های آینده آن زمان که ماشین خریدم جلوی راه من ترمز بزند و با این کارش بخواهد ادبم کند.

به عقیده ی من همه یازده داستان این مجموعه داستان های "خوش تیپی" هستند ، حالا داستان خوش تیپ یعنی چه ؟ یعنی داستان های شسته و رفته و مرتب و استخوان دار .یعنی داستان هایی که درست شبیه بازی دومینو هستند یعنی نویسنده نه کم گذاشته و نه فالش رفته . یعنی به همان اندازه که در ترسیم روابط انسانی میان دو جنس مخالف قوی عمل کرده در توصیف تعاملات میان دو جنس مذکر نیز موفق است (داستان قبل از خودکشی حرف های نگفته ات را بنویس ). یعنی نویسنده به خوبی داستان کوتاه را درک می کند می داند کجا وقت فراز و نشیب هاست و کجا وقت غافلگیری. پایان بندی و شروع داستانش به جا و "معقول" است. به نظرم این مجموعه شما را با طرح های داستانی متفاوتی آشنا میسازد و از کلیشه فاصله  گرفته است و این خود نوعی نکته آموزشی برای نوشتن داستان نویسان است. فکر میکنم ذهن خلاق مصطفی چون پرنده ای است که عاشق زندگی در آشیانه های متفاوت است . انتخاب نام کاراکترها به قدری حساب شده هستند که به عنوان مثال شما با دیدن کالباس فروش محله تان یاد احمد کالباس بیفتید . در مواقعی شما تصور میکنید به جایی از روایت رسیده اید که نویسنده ناگزیر به ممیزی است اما غافل شده ایم از این که نویسنده در تکنیک های شیوه روایت قصه و دایره واژگانش به اندازه کافی تبحر دارد. من داستان ها را به دو سطح خیلی خوب و عالی تقسیم میکنم و دغدغه نویسنده در بخشیدن تشخص به حرفه نویسندگی و شاعری به دور از اغراق و خیال پردازی های ساده لوحانه ستایش می کنم .
بسیار سپاسگزارم از مصطفی علیزاده برای این کار قوی و امیدوارم شاهد موفقیت های بیشتر این نویسنده خوب و بزرگوار باشیم ؛ کرگردن آهنی را دوست داشتم و توصیه اکید می‌کنم بخوانیدش.»

 

* از امین موساوند عزیز بخاطر لطفش به کرگدن آهنی و من، بینهایت سپاسگزارم.



 
... از کرگدن آهنی
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢۳  

کرگدن آهنی

 

 ... لیلی برای شام رشته پلو درست کرده. از آخرین باری که رشته پلو درست کرده بود شاید سه ماهی می‌گذشت. من عاشق رشته پلو هستم و لیلی هم خوب این را می‌داند. تاپ و دامن کوتاه سفیدش را پوشیده که من ازش خوشم می‌آید. موهایش را پشتِ سرش جمع کرده و جلویش را چتری ریخته روی صورتش. لب‌هایش هم سرخ‌تر شده. خوش اخلاق هم شده امشب. معلوم است که این همه چیزهای خوب، اتفاقی نیست! از ماجرای تصادفِ دمِ غروب هم چیزی نگفتم تا مبادا به هم بریزد و ناراحت شود. بعد از اینکه ظرف‌های شام را شست. چای ریخت و خوردیم. حالا رفته توی اتاق خواب. اما بیدار است. بوی عطرش تا اینجا هم می آید. صدایم می‌کند. باید بروم...

(از داستان کرگدن آهنی، کتاب «کرگدن آهنی»، انتشارات مروارید)
 
 


 
زنجیری از کلمات
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱٧  

 

یادداشت معرفی روزنامه شرق، درباره مجموعه‌داستان «کرگدن آهنی»