هزار و یک شب خوانی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢۱  

برگزاری دوره بازخوانی متون کلاسیک فارسی در فرهنگسرای ارسباران 

 هزار و یک شب

 

ما به عنوان خواننده ادبیات، چقدر با ادبیات کلاسیک خود آشنا هستیم؟ نه ، اشتباه نکنید منظورم دیوان حافظ و غزلیات سعدی و مولانا و ... نیست. منظور ادبیات روایی کلاسیک است: کلیله و دمنه، گلستان، شاهنامه، فرج بعد از شدت، جوامع الحکایات، هفت پیکر، خسرو و شیرین، هزار و یک شب و ... .

برخی از این کتاب ها به نظم(=شعر) است و خواندنش البته که برای خیلی ها سخت و حتی ناممکن. آنها که نثر هستند نیز، ممکن است زبانی سنگین و واژگانی دور از ما داشته باشند و برای خواندنشان به زحمت بیفتیم. همین می شود که از انها دور می مانیم و نمی خوانیمشان و یا اگر گاهی نگاهی هم به آنها بیاندازیم، چیز زیادی دستگیرمان نمی شود. و وقتی چیز زیادی از این گنجینه ادبیات روایی(داستانی) دستگیرمان نشود، یعنی لذتی از خواندن آنها نصیبمان نشده و نمی شود!

راه چیست؟ اول آنکه بازنویسی هایی از ادبیات کهن شده، چه برای کودک و نوجوان و چه بزرگسال؛ اینها می تواند بسیار به کار بیاید و ما را با آن متون آشنا کند، تا در مرحله بعد به سراغ اصل متون هم برویم و بی واسطه‌ی بازنویس، آنها را بخوانیم و لذت ببریم.

و دوم؛ ادبیات داستانی کهن فارسی، پیچیدگی های لذتبخش و نکات ارزشمند و پنهانی دارد که گشودن آن پیچش‌ها و  کشف و درک آن نکات پنهانی، لذت خواندن متون را چندبرابر می کند.

در دوره های بازخوانی ادبیات داستانی کلاسیک فارسی، بنا داریم که این دومین راهِ ذکرشده را به کار بندیم و البته که ممکن است در این راه از راه نخست نیز - جابه جا-کمک هایی بگیریم. می خواهیم ادبیات روایی کلاسیک خود را بشناسیم و از کشف اسرار و مکنونات اش لذت ببریم و به قدر درک خود از آن بهره ببریم.

و اما چند خطی هم برای داستان نویسان و هنرجویان داستان نویسی؛

نویسنده ای که تکیه اش به ذخیره غنی ادبی سرزمین اش و فرهنگش نباشد، تکیه اش بر باد خواهد بود! مگر می شود که بنویسیم،‌در حالی که اندیشه و ذهن ما متصل به اسطوره ها و افسانه ها و دانش ادبی کهن مان نباشد؟! داستان نویس های بزرگ ایران را برای خود فهرست کنید. فهرست من چنین است: صادق هدایت، بهرام صادقی، سیمین دانشور، غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، عباس معروفی، محمود دولت آبادی و ... .

چندتایشان و کدامشان بیگانه با ادبیات کهن و بیگانه با اسطوره ها و افسانه هایمان هستند!؟ هیچکدام!

خلاصه آنکه داستان نویسان می بایست در کنار مطالعه آثر داستانی مدرن و کتابهای فلسفه و روانشناسی و ...، بخشی از مطالعاتشان را -آن هم با اولویت بسیار بسیار بالا- به مطالعه ادبیات داستانی کهن و تدقیق در آنها و دریافت آموزه های غنی آنها چه در حوزه محتوا و معنا و چه حتی فرم باشد. و این هدفیست که در دوره های بازخوانی ادبیات کهن در سر داریم و آن را محقق خواهیم کرد.

پس از علاقمندان ادبیات کهن فارسی، کتابخوان‌ها، داستان نویسان جوان و هنرجویان داستان نویسی دعوت می کنیم که با ما در دوره های بازخوانی ادبیات کلاسیک فارسی همراه باشید.