بیداری
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۳  

قصابی توبه کرد از پیشۀ خود. گفتند: سبب چه بود؟
گفت گوسفندان را در خانه کردم و کارد را آنجا بنهادم و به شغلی برفتم. چون بازآمدم، کارد طلب کردم، نیافتم. زنی از غرفه نگاه کرد. مرا گفت: چه می طلبی؟
گفتم: کارد.
گفت: گوسفندی به دندان برگرفت و در آن سوراخ پنهان کرد.
چون بدیدم، چنان بود که آن زن گفته بود. من از این سبب توبه کردم.

(عجایب المخلوقات)



پ.ن. بعضی وقت ها کسانی و چیزهایی تو را بیدار می کنند و به خود می آورند که هرگز انتظار نداشته ای؛ گاهی حتی گوسفندی. مهم نیست که آنکه برایت پیام می فرستد تا بیدار شوی، پیرفرزانه باشد یا گوسفند. مهم اینست که پیام را بگیری.