... برای با هم بودن
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٢  

دنیا عوض شده؛ آدم‌ها هر روز بیشتر توی خودشون فرو می‌روند. زندگی‌شان و دنیا‌شان شده:کار و دویدن بیهوده و شکم و ... و شبکه‌های مجازی. قدیم‌ها یک‌وقت‌هایی که معمولاً‌ زود‌به‌زود پیش می‌آمد، خانواده‌ها دور هم جمع می‌شدن: فامیل یا همسایه یا دوستان خانوادگی. بزرگترها سرشان به حرف و گپ و شوخی گرم بود و کوچکترها سرگرم بازی می‌شدند؛ از اسم-فامیل و شاه‌دزد‌وزیر و چشمک گرفته تا ورق و دبرنا و ... . بوردگِیم‌ها یعنی همان بازی‌های فکری هم که بودند و تعدادی‌شان را هم داشتم و سرگرمی محبوب من بودند. اساسِ بازی‌های نوجوانان و کودکان بر «رابطه» بود؛ ارتباط همسالان. اما حالا اگر خانواده‌ها بعد از قرنی دور هم جمع شوند، کوچکترها تبلت و گوشی موبایل‌به‌دست، دنبالِ رمز وای‌فای می‌گردند و بعد مشغول بازی‌شان(معمولا هم کِلَش) می‌شوند و برای یکدیگر که در فاصله یکی دو متری هم نشسته‌اند، توی تلگرام و واتساپ پیغام و جوک و فیلم و .. می‌فرستند. رابطه‌شان در صفحه چنداینچی مانیتورهای موبایل و تبلت و در تکست‌ها و تصاویر کپی‌شده خلاصه می‌شود.

رفیقی دارم که هر از چند گاهی که تلفن می‌ زنیم به هم، می‌گوید «خیلی دلم تنگ شده. همدیگه رو ببینیم و گپی بزنیم». قراری می‌گذاریم که همدیگر را ببینیم. حالا یا پارک و رستورانی، یا در خانه. اما وقتی به هم می‌رسیم و با هم هستیم، غالباً وقتش را صرف موبایلش می‌کند. سرش توی گوشی‌اش است و در این گروههای مجازی سیر می‌کند. و هرچه می‌گویم و اعتراض می کنم و غر می‌زنم هم فایده ندارد که البته «آنچه‌ به جایی نرسد فریاد است!» این هم شد رفع دلتنگی!

بگذریم. چندوقتیست که دوباره و پس از سالهای بسیار، «بورد گِیم»ها را به زندگی‌ام کشانده‌ام تا هرگاه با دوست یا دوستانی اهل دل و باذوق دور هم جمع می‌شویم، سرمان گرمِ بازی شود. بازی‌ای که تمام حواسمان را جمع می‌کند. مجبورمان می‌کند که موبایل‌ها را کنار بگذاریم، به چشمهای همدیگر نگاه کنیم تا بفهمیم که داریم چه کار می‌کنیم و چه می‌گوییم. این‌طوری حواسمان جمعِ هم می‌شود. به حرف‌ها و حرکت‌های هم دقت می‌کنیم. خب، این هم راهی است برای با هم بودن؛ برای گریز از موبایل و شبکه‌های اجتماعی مجازی و رابطه‌های دیجیتال و زندگیِ خالی از دوستان؛ دوستانی که بتوانی توی چشمهاشان نگاه کنی و حرف بزنی. حالا حتی نه حرف جدی و درباره زندگی روزمره‌مان و حواشی‌اش، که حرفی و رابطه ای‌ از جنس بازی.