دریای آرام کلمات
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۸  

 

نقد میترا معینی بر «کرگدن آهنی» چاپ شده در روزنامه فرهیختگان، سه شنبه 7 اردیبهشت

 

 

مصطفی علیزاده متولد 1359 در تهران است. از سال87 به‌طور جدی نوشتن را شروع کرده و «کرگدن آهنی» او در سال 1394 از سوی نشر «مروارید» منتشر شده است؛ مجموعه‌ای مشتمل بر11 داستان که با چینش هوشمندانه و درون‌مایه همگن، مجموعه‌ای یکدست و خوش‌خوان از آب در‌آمده است. هر یک از داستان‌ها گرچه فضا و موضوع خاص خود را دارد، اما کل این مجموعه با نخ نامرئی تنهایی عمیق و تک‌افتادگی شخصیت‌ها‌یی که عموما راوی‌اند، به‌ هم وصل شده‌اند. طرد شدن و تنهایی‌هایی که گاه با خودکشی، گاه با سکوت و گاه با خرق عادت خود را نشان می‌دهند.

در داستان «برفراز چراغ‌های خطر» این تنهایی و تک افتادگی با استفاده نویسنده از راوی اول شخص ناظر برجسته‌تر شده و بیشتر به‌ چشم می‌آید. تجربه و خطر کردن قهری که در مکالمه شبانه رضا با دختر پشت تلفن وجود دارد او را به سمت عادت و انتظار هر شب برای شنیدن صدای دختر و امیدش برای خلاصی از تنهایی سوق می‌دهد، که در نهایت به جایی نمی‌رسد و به حس تنهایی‌اش دامن می‌زند و او را دچار آشفتگی عاطفی بیشتری می‌کند. نگاه جست‌وجوگر و ناظر راوی بسیار خوب از پس افت‌و‌خیز‌های روحی پنهان رضا برآمده است.

در داستان «قبل از خودکشی حرف‌های نگفته ات را بنویس» حکایت تک‌افتادگی و به پوچی رسیدن عطا به خودکشی نافرجامی ختم می‌شود که نویسنده با چیره‌دستی، طنزی ظریف را در مقابله با هولناکی مرگ به رخ می‌کشد و حس زنده ماندن را بر مرگ نوید می‌دهد. گرمای یک فنجان چای و دور‌همی دوستانه و شوخ‌طبعی و خوشبینی فرهاد فضای سرد یاس را می‌شکند و باز هم روزنه امیدی بر پوچ بودن زندگی می‌گشاید.

داستان «شاعر توالت‌ها» طنز موقعیت است. موقعیت بسیاری از اهل قلم که علیزاده با طنزی بکر به آن پرداخته است. حکایت شاعری که نمی‌تواند از مجرای طبیعی آثارش را عرضه کند و ناخودآگاه دست به اعتراضی می‌زند که نوشتن اشعارش بر در و دیوار توالت‌های شهر برایش مایه درد‌سر می‌شود. نثر روان، صمیمی و دور از تکلف، این داستان را باور‌پذیر و جذاب کرده است.

ماهی در داستان «ماهی‌هایی که همیشه هستند» نماد پدر بودن است؛ پدر بودنی که راوی از آن می‌ترسد و ناخودآگاه خود را با پدرش مقایسه می‌کند. به همین دلیل احساس ناتوانی‌اش را در تنفر از ماهی بازتاب می‌دهد. نویسنده با ساخت فضایی ملموس و خودمانی به‌خوبی از عهده این ترس و به کار‌گیری المان ماهی بر‌آمده است. گرچه بازی زیاد با ماهی و توصیف صحنه‌های مکرر تمیز کردن آن کمی از معنا‌گرایی آن کم کرده است.

«کرگدن آهنی» که اسم مجموعه نیز از این داستان گرفته شده بهترین داستان مجموعه است. داستانی پخته با زبان و نثری در‌خور موضوع و زیرلایه‌هایی که خواننده اندیشمند را به‌ خوبی راضی می‌کند. داستان از زاویه‌دید اول شخصی که نویسنده و ژورنالیست است، روایت می‌شود. راوی به زعم خود با خریدن وانت نیسان درب‌ وداغانی در پی اصلاح کجروی‌های اجتماعی است که موقعیت و هوش او را نادیده گرفته و با کوبیدن به اتومبیل‌های خاطی و مزاحم اتوبان‌ها و کوچه‌های تهران در پی تخلیه روانی و انتقام شخصی است. اما در انتهای داستان از شدت بی‌پولی و علا‌قه‌اش به برآورده کردن نیازهای همسر پرخرجش مجبور به جابه‌جا کردن بار با همین نیسان می‌شود. داستان نیاز و امنیت مالی را در برابر توش و توان مالی پایین قشر نویسنده قرار می‌دهد و از خواب به‌عنوان گریزگاهی برای فرار از مشکلات استفاده می‌کند.
«این صداهای لعنتی» هم داستان جاماندن و تنهایی است. موتیف چکه‌چکه‌های ریزش آب و بازتاب صدای آن در ظرف‌ها، بازتاب لحظه‌های از دست رفته زندگی مشترک راوی و خالی شدن خانه و زندگی اوست. نثر شاعرانه و نگاه جزئی‌بین نویسنده در این داستان تنهایی و غم عمیق آن را بهتر از سایر داستان‌هایی که با همین تم در مجموعه هستند، برساخته است.

«عقربه‌های ساعت منجمد شده‌اند» از داستان‌های قدرتمند مجموعه نیست، اما از آن دست داستان‌هایی است که خواننده را دنبال خود می‌کشاند و دارای عنصر تعلیق است. حکایت مظلومیت و سکوت برادری محبوب مادر است که‌ در نهایت انتقام سال‌ها سکوت و تحمل را از برادر ظالم و بدخواه خود می‌گیرد. لایه پنهان داستان، شکل‌گیری خشونت در برادری است که از مهر مادر محروم شده و مورد تبعیض قرار گرفته است.

داستان «زنجیری از کلمات در آسمان شهر» برخلاف داستان‌های دیگر مجموعه که فضایی کاملا رئال دارند تجربه رئالیسم جادویی است و دارای فضایی خاص و بکر. حکایت سانسور و محدودیت، اعمال زور و القای زندگی ماشین‌وار به مردم شهری است که سابقه شعر و کتاب را به فراموشی سپرده‌اند و در این میان کلمات مثل اکسیژن از لابه‌لای کتابی قدیمی و کهنه بیرون می‌آیند و کودکان شهر را شگفت زده می‌کنند؛ هوای تازه‌ای در خفقان خاکستری جامعه‌ای بدون کتاب و کلمه....

به دلایل زیادی مجموعه داستان «کرگدن آهنی» را کتابی خواندنی و در خور توصیه می‌دانم که در لابه‌لای نگاه به داستان‌ها ذکر شد. به مصطفی علیزاده تبریک می‌گویم و امیدوارم شاهد چاپ کارهای بعدی‌اش باشیم.

 میترا معینی

 

لینک صفحه روزنامه فرهیختگان

 

 خرید اینترنتی کتاب از سایت انتشارات مروارید