عکس؛ عکاس متعهد؛ انتخاب و چند نکته دیگر
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٦  

عکاس این عکس کودک کُرد سوری (آیلان) که جنازه اش را موجها به ساحل آورده اند و این روزها دارد در تمام رسانه ها و شبکه های اجتماعی سراسر جهان پخش می شود، نیلوفر دمیر(Nilufer Demir)، عکاس ترک است.

 

 

 

این عکس بار سنگین فاجعه ای را حمل می کند و به شکلی صددرصد کامل و اثرگذار، عمق فاجعه را به همه مردم جهان و دولتمردان می رساند. عکس نیلوفر دمیر، لااقل از نظر تاثیرگذاری شبیه همان عکس معروف کودک سودانی و لاشخور است که کوین کارتر، عکاس اهل آفریقای جنوبی، 22 سال پیش آن را انداخت و در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد و کارتر بخاطرش جایزه پولیتزر را برد. البته تفاوتی هم وجود دارد. دمیر با کودک مرده مواجه شد و عکس انداخت. اما کارتر از کودکی که هنوز جان در بدن داشته و رو به مرگ بوده، عکس انداخته. و همین سبب موجی از پرسشها و انتقادات از وی می شود که نهایتاً او را در هم می شکند و افسرده می کند که سرانجام منجر به خودکشی وی می شود.

آیا کارتر می بایست در چنین موقعیتی، به جای عکس گرفتن، می رفت و کودک را مثلا بغل می کرده و می برده بیمارستانی برای نجات جانش؟ یا همین عکس تاثربرانگیز و تاثیرگذاری که انداخته، انتخاب بهتری بوده؟ فقط یادتان باشدکه برای پاسخ به این پرسش، لااقل این دو نکته را مدنظر داشته باشید:اول، کارتر یک عکاس بوده؛ نه یک فرد عادی. او یک عکاس حرفه ای و متعهد بوده و حتماً رسالتی هم برای خود قائل بوده است. دوم، کمک عملی به این کودک، جان یک نفر را نجات می داد، در حالیکه عکس تاثیرگذار کارتر، هزاران کودک آفریقایی را نجات داد.

ضمناً این مساله هم هست که کارتر بعد از انداختن عکس، کاری عملی برای این کودک نکرده و خودش هم بعدا گفت اصلا نمیداند عاقبت آن بچه چه شده! آیا نمی توانسته که بعد از انداختن عکس و ثبت این صحنه ویرانگر، برای نجات آن کودک خاص اقدامی انجام می داده ؟ پاسخ این هم به آن آسانی که فکر می کنیم نیست؛ ما جای او نبودیم و نمیدانیم.

***

پیشنهاد می کنم فیلم بسیار خوب «بنگ بنگ کلوب» را ببینید. فیلم درباره یک گروه چهارنفره عکاسی است که از اتفاقات و خشونت های آفریقا عکس می اندازند. و یکی از این عکاس ها همان کوین کارتر است که بخشی از فیلم هم به ماجرای گرفتن عکس «کودک سودانی و لاشخور» و حاشیه ها و اتفاقات بعد از آن و در نهایت، سرانجامِ عکاس آن است.

این جور عکسهای سنگین و تاثیرگذار، روی زندگی عکاس شون هم تاثیر جدی می گذارد و آن را دگرگون می کند. در نگاه اول، ممکنست اینطور ببینیم که عکاسش معروف می شود و جوایزی می برد و از نظر موقعیت حرفه ای و مالی جهش بزرگ و خیره کننده ای پیدا می کند. اما خب نباید انتظار داشته باشیم، که حتماً وضعیت به همین خوبی باقی بماند! می شود این را محتمل دانست که تلخی فاجعه در رگهای زندگی عکاس تزریق شود؛ شاید به تدریج البته. تا عاقبتِ «نیلوفر دمیر» چه باشد؛ هرچند او هرگز عذاب وجدانی را که کارتر تحمل می کرد، نخواهد داشت و آسوده تر خواهد بود.

 

 

«بی‌رنگی» توصیه اکید می کند که : فیلم بنگ بنگ کلوب را از دست ندهید!

 

و همچنین، این مقاله را از عصرایران بخوانید