کنسرو غول نوش جان کنید!
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠  

 

دعوت به خواندن کتاب «کنسرو غول» 

  اتابک کَرمی یعنی بابام، اسم پرنده ای جنگلی را گذاشته بود روم،"توکا"! می گفت از بچگی عاشق این اسم بوده، اما بچه های مدرسه عاشق فامیلی ام شدند .اول ها صدام می زدند کِرمی! و بعدترها شدم کِرم خاکی!

این متن، جمله های آغازین رمان «کنسرو غول» نوشته مهدی رجبی است.

کنسرو غول را نشر افق منتشر کرده است. این کتاب را به تازگی خواندم؛ تعریفش را زیاد شنیده بودم و تصمیم گرفتم بعد از سالها دوباره رمان نوجوان دست بگیرم. از کنسرو غولی که ذهن خلاق مهدی رجبی تولید کرده بسیار لذت بردم. شخصیت اول رمان، به خوبی ساخته و پرداخته شده است. «توکا»، پسری ست که در خیال و ذهن خود، زیاد پرسه می زند. انگار که از ضعف ها و ترس هایش به خیالش پناه می برد. او گوشه ای دنج در انباری خانه ، همچون یک معبد یا یک پناهگاه دارد که به آن پناه می برد. توکا آدم ها و جنس و روحشان را با بوهایشان می شناسد: که کدام بدجنس و کدام قابل اعتماد است. «بوی آدم ها با هم فرق دارد. آنهایی که بوی لاستیک می دهند، خیلی عصبی و وحشی اند.» «پرستاری که دستم را گچ می گرفت خیلی معرکه بود. مردها صداش می زدند خانم سرابی. زن ها صداش می زدند ستاره جون. ستاره جون بوی لیمو می داد و لیمویی ها از هر کی فکر کنی مهربان ترند». توکا ذهن قوی و قدرت غریبی در محاسبات ریاضی و در ذهن نگه داشتن اعداد دارد.

مادر توکا نیز که شخصیتی افسرده دارد، کاملا ملموس ساخته شده. و همچنین است ژاکت و پرویز و بقیه کاراکترهای داستان. و صدالبته غول کنسروی! غول کنسروی را فقط توکا می تواند ببیند. او هیچ نمی فهمد و هیچ کاری هم نمی تواند انجام دهد. او با غول چراغ جادویی موردانتظار توکا زمین تا آسمان فاصله دارد. روزهای زوج هست و روزهای فرد نیست. 

رمان از نوعی ساختار قصه در قصه هم بهره برده است. کتاب خاطراتی پیدا می شود که در آن پرویز داستان زندگی خود را نوشته است. و ما داستان پرویز را به موازات قصه اصلی می خوانیم که اتفاقا به همان اندازه یا شاید حتی بیشتر جاذبه دارد. پرویز جنایتکاری که با انداختن گربه ها به داخل چرخ گوشت کارخانه سوسیس کالباس سازی کارش را شروع کرده و بعد سارق بانک شده است. خواننده هم به مانند خود توکا جذب شخصیت پرویز می شود و دوست دارد قصه اش را و سرانجامش را بداند.

طنز اثر هم بسیار دلچسب و ظریف است. که شاید در نوشتاری جداگانه درباره طنز این رمان بیشتر بگویم.

گرچه این اثر را نمی توان با اطمینان در ژانر فانتزی به حساب آورد(چرا که ماهیت و وجود غول فقط برای توکا معنا دارد و این می تواند به معنای یک توهم و تصویر ذهنی صرف باشد) اما در هر صورت عناصر و فضای فانتاستیک رمان بسیار شیرین و گیراست.

 

دنیای رمان های نوجوان با تخیلی قوی همراه است؛ با تخیل و کنجکاوی و کشف های تازه و جذاب. دنیای صاف و ساده ایست. غوطه ور شدن در این جهان صاف و ساده و پر از تصاویر و خیال پردازی ها، شیرین و مست کننده است.

بعضی وقتها باید دوباره رفت سر وقتِ ادبیات نوجوان و رمان های نوجوان را خواند و دنیای فراموش شده مان را به یاد بیاوریم و زنده کنیم تا زنده شویم. 

کنسرو غول مهدی رجبی را بخوانید!