سودای خام
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢  

 

با حضرت حافظ سر و سرّی داریم و چیزهایی هم گاه می گوید که در دل تحسینش می کنم. حضرتش دیشب - که خودمان و در خودمان نبودیم!- زیر گوشم گفت:

... مِی ده، که عمر در سرِ سودای خام رفت!

 

بله! راست گفت. باز تحسینش می کنم. سودای خام بود و عمر را برد!