زیان!
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢  

 

 

ما عموماَ در زندگی مان بارهاتجربه ی انتخاب های اشتباه و خسران ناشی از آنرا داشته ایم. این اشتباهات برای برخی کوچک و جبران شدنی است و گاه برای برخی  مهیب و جبران ناشذنی. اشتباهات ما گاهی به سبب ناآگاهی ما و ندانستتن ماست. یعنی به سبب شناخت غلط. و گاه آگاهیم و قوه تشخیص داریم، اما آن را از دست می دهیم و در اولویت هایمان خطا می کنیم. آدم هایی هستند که در مقابل پول و ثروت ضعیف اند و توان تشخیص اولویت درست در انتخاب هایشان را ندارند. برخی دیگر در برابر قدرت ضعیفند و گروهی در برابر شهرت سست می شوند و کسان بسیاری هم در برابر شهوت و یا در واقع در مقابل جنس مخالف؛ یعنی زنانی هستند که به خاطر جنس مخالف، تشخیص و تعقلشان را از دست می دهند و در اولویت های شان خطا می کنند و مردانی هم هستند که در برابر زنان دست و پا سست می کنند و داشته هایشان و عزیزان شان را و دوستانشان را یکی یکی - یا یکجا- از دست می دهند. اینها که دانسته خطا می کنند، دیر می فهمند، اما سرانجام می فهمند که چه را در برابر چه از دست داده اند: دوستی را و مهر را و بستگی دیرینه و ریشه دار را در برابر ثروت، قدرت، شهرت، مرد یا زن باخته اند. و آنگاه خواهند دانست که زیان کرده اند؛ دیر یا زود...
این یادداشت را بی آنکه چرکنویس کرده باشم تایپ کرده ام و نوشته ام و حتی میل آن ندارم که یکبار آن را از ابتدا بازخوانی کنم و ایرادهایی انشایی یا املایی یا تایپی اش را بگیرم. باید گفته می شدو شد!